نجم الدين ابو الرجاء قمى
مقدمه 25
تاريخ الوزراء ( فارسى )
( همين دفتر ما ) 3 - دستور الوزارة فى قوانين الوزارة از شيخ سعد الدين ابو حامد محمود بن محمد بن الحسين اديب صالحانى اصفهانى درگذشتهء 612 در هفتاد سالگى كه از كوى صالحان اصفهان است و به شيراز رفته در كوى درب سلم خانهاى داشته است . سرگذشت او در شدالازار ( 139 ) و شيرازنامه ( 168 ) آمده و دربارهء او گفتهاند كه در هر دانش و هنرى نگارشى دارد ( صنف الكتب فى كل فن ، در فنون و علوم تصنيف داشت ) در قوانين وزارت و آيين سيادت » است براى وزيرى كه او را در آغاز « صاحب كافى ، دستور جهان ، وزير هفت كشور ، محمد ختم وزارت در حيات » ميخواند و شايد از آن « تاج الدين محمد » پسر خواجه عميد الدين اسعد ابزرى درگذشتهء 624 ( شيرازنامه 78 ، شدالازار 433 و 517 ) را خواسته باشد او در آن از اتابك سعد بن زنگى ( 599 - 623 ) بنام « اتابك عادل جهان » ياد مىكند و اميدوار است كه كتابى جداگانه دربارهء « ميامن عهد » او بنويسد و از پسرش ابو بكر قتلغ نيز يادى مىكند بدينگونه : « سعيد زنگى سقى الله روضة و نور حضرته ، اتابك سعيد ، اتابك عادل جهان وارث سرير سليمان و نوشيروان وقت خسرو ثانى نور ديدهء معدلت و نگين خاتم شاهى و سايهء لطف الهى چشم و چراغ ملوك جهان صاحب قران معظم خلد الله اقباله و ايد مملكته و اجلاله به وجود معدلت او مستدام باد در حملهء جهان عدلآبادى كه ما - من خاصة و عامة را شايد امروز خطهء فارس است » سپس شعرى در ستايش او مياورد كه مانند بيتهاى ديگر بايد سرودهء خود او باشد : « خسروا گوى زمين در خم چوگان تو باد . . . سعد اكبر چو ظفر مشترى مهر تو گشت ، زنگى مقبل شب تابع فرمان تو باد » ( 85 ، پايان باب ششم ) نيز در آن آمده است « به طابع ميمون اين نام سعادت روى سعد زنگى آمد » در پايان باب پنجم ( 57 ) آمده است : « خاتمه دهات وزراء و كفات فضلاء ركن كعبهء معالى و صدر مسند معانى نظام الملك ثانى . . . الصاحب الكبير . . . نظاب الملك ثانى ركن دين آن ، كه بر چرخ وزارت اوست اختر ، ملك الكفاة » چون در آن از گشودن كرمان و پيوستن آن سامان به دستگاه فرمانروايى شيراز ياد مىكند ( 21 ) كه 599 بوده است پس بايستى ميان 599 و 612 بنگارش درآمده باشد اين دفتر كه پيش از روزگار سعدى به نگارش درآمده و به يادگار مانده است ده باب دارد : 1 - انگيزه و شيوهء نگارش و يادى از نگارندهء آن 2 - برترى و هنر سرور وزيران